آغوش امن
بنظرم هیچوقت نمیشه صبرمون ، قداست مون حتی رذالت مون رو تو هیچ شرایطی با دیگران مقایسه ، تحقیر ، تحسین یا حتی محکوم و قضاوت کنیم ..
چه میدونیم،
پشت اون ادما چه جاهایی دره های سقوط بوده و "آغوش امن" ی نداشتن تا بهش پناه ببرن؟؟حتی یه ریسمان یا یه شاخه خشکی نبوده که بهش بچسبن تا نیافتن!
ما حتی نمیدونیم و خودمونو درست نمیشناسیم که چرا خیلی جاها خطا کردیم؟! اگاهانه بوده؟ یا از سر جبر و اقتضای شرایط و فشار اطرافیان! حتی ریشه و نیت و انگیزه خوبی ها و فضیلت هامون برا خودمون شفاف نیست..
شاید خیلی جاها برا داشتن اغوش امن باج خوب بودن یا حتی بدبودن دادیم تا تو بانک عاطفی مون اغوش امن پس انداز کنیم!
فقط یادمون باشه؛
اونکه از دور قویه،
یقینا انقد با مشکلاتش تنهایی روبهرو شده،
و هر تکه اش با یه مشکلی کنار اومده
و حالا انقد شکسته،
که شیشه های وجودش از دور برق میزنه!!
(حالا دیگه کسی رو به اغوش نمیکشه که زخمیش نکنه!!)
و اون که خیلی حساس به نظر میاد،
زودرنج شده، کنار میکشه؛
حتما تو جاده اصلی زندگیش خیلی دست انداز ها رو تنهایی رد کرد مهره های کمرش خورد شده،
هیچکسو نداشته کمکش کنه،
الان چهارچرخش پنچر شده ،
زده جاده خاکی، ببینه میتونه بتنهایی چرخای زندگیشو بچرخونه؟
تا امیدش ناامید بشه!
و دست از دست تکون دادن برای کمک گرفتن برداره!
میدونه، مطمئنه؛
کسی از این جاده رد نمیشه نه برای کمک نه برای مقصد نه برای گذر !!!
هیچکس رو نداره که توی سختیها محکم بغلش کنه!
ما چه میدونیم ادما چه آه ها و دم هایی رو با غصه و تنهایی کشیدن و ما فقط لبخندشونو دیدیم..🥹
«آغوش امن» تنها جای امنیست که آدما با لبخند آه میکشند...