دل تو؛دل من
دوست میدارمش انطور که دلش میخواهد ، نه انطور که دلم میخواهد ..
همیشه تو مدار و تو کائنات عظیم ذهنم فرزاد یک کوه با یک قله بی انتها و فرشاد یک دشت سرسبز بی انتهاست ..
شاید تو بچگی دوتا نهالی بودن که به باغبانی همسان، نور یه دست، رسیدگی کم و بیش برابر ، هرس كردن بجا، نیاز داشتن ، مثل وقتایی که براشون نوشابهٔ مضری میریختم تو لیوان و و دولا میشدم ببینم سطح لیوانشون یکی هست یا نه؟! یا وقتی پفک میخوردن از یکیشون چندتا دونه ورمیداشتم، از اون یکی هم چنتا ورمیداشتم که ضرر هم مساوی بهشون برسه! وخیلی از نکات ریز ودرشتی که تو نوجوونی رعایت میکردم تا عدالت ومساوات رو رعایت کنم مبادا حق الناس بشه، خدا هم کمک کرده بود و یه جنس بودن. حتی تو سرزنش یا راهنمایی سعی میکردم دوتایی شونو برابرانه وبرادرنه توبیخ کنم که حسشون نسبت به یه مادر سختگیر تفرقه نندازه.منظورم اینه چه تو دوست داشتن وچه تو ادب کردن و تنبیه و سرزنش و اصلاح رفتارهای تربیتی تا حد ممکن کنش و واکنشم مساوی بود..
اما خب سالهاس مردهای خودساخته ای شده اند و یادم داده اند مادری کنم اونجور که دوست دارن، نه اونجور که دوست دارم.
دوسشون دارم چون پسرم هستن نه چون مادرشون هستم، تفاوت از قطب زمین تا خط استواست .. (گرمی و سردی شو در نظر بگیرید فقط ؛ حلّله😍)
يه مثال بزنم حسن ختام؛
هرگز به فرزاد نميگم دلتنگت هستم؛ مشوش ميشه تعادل زندگيش بهم ميخوره با اينكه يه كوه استواره ميدونم قلب مهربونش ميلرزه و زندگي ارومش يه نموره ، شايد بلرزه كه نكنه ننه اش از اين دوري در عذابه؟! پس دوسش دارم و كلامم رو كنترل ميكنم. با احساس و عشق مادرانه عميقم جاري نميشم ، چون اون دوره ، خيلي دور ، دسترسي به كنار ننه بودن نداره ، شرايط جاري كردن محبتشو بصورت ملموس نداره ، منم دوسش دارم اونجور كه اون دوست داره و بهش ارامش ميده..
حالا فرشاد ؛ اين دشت بي انتها ، هرچي بارون عشق و محبت كلامي و احساسي ببارونم روي كله كچلش، اين سولار پنل بيشتر انرژي توليد ميكنه و بيشتر شارژ ميشه، هميشه فقط و فقط با يك كلام ميگه عشقي مادرجان، تمام.. همه چي روبراهه، ميگذره ، ميفهمه كه منم با ابراز احساسم غني ميشم، روتين زندگيش سرجاشه..
القصه :
بلدمشون؛ يادشون گرفتم، خودشون يادم دادن ؛الحق منم دانش آموز ساعي بودم ، كه ادمها رو بخاطر خودشون دوست داشته باشم نه بخاطر خودم ...😊👵😊
پ.ن این مطلب رو 👇الساعه خوندم همین الان : یعنی حدودا سه چهار ساعت بعد از پست کردن نوشته بالا ....
🔹برای فرزندمان باغبان باشیم یا نجار؟
عشق مقصد، ملاک، معیار و نقشهٔ از پیش تعیین شده ندارد، امّا یک هدف دارد. هدف تغییر دادن کسانی نیست که به آنها عشق میورزیم، بلکه بخشیدن آنچیزیست که برای شکوفایی بدان نیاز دارند. هدف از عشق ورزیدن به کودکان، به طور خاص، فراهم کردن محیطی پربار، باثبات و امن برای این انسانهای کوچک و آسیبپذیر است، محیطی که در آن تغییر، خلاقیت و نوآوری میتوانند شکوفا شوند. عشق ورزیدن به کودکان برای آنها مقصد تعیین نمیکند، بلکه قدرت و مایه آغاز سفر را به آنها میبخشد.
«علیه تربیت فرزند✍🏻آلیسون_گوپنیک »



