رحیم قمیشی می‌پرسد؛ نکند عادی شود؟!

نکند_برایمان_عادی_شود!

✍ رحیم قمیشی

هر روز صبح بیدار می‌شویم؛
دیشب هم پنجاه نقطه کشور بمباران شد.
دیشب هم چندین سرباز، چندین راننده، چندین رهگذر کشته شدند.
چند فرودگاه، چند پل، چند برج مراقبت، چند مسیر قطار، منهدم شدند.
چند تصفیه‌خانه، چند انبار مهمات، آتش گرفتند
نگران نباشید!
ما هم چندین هدف را در اطراف زدیم...
گفته‌ایم کارمندان زن نروند سر کار
گفته‌ایم مدرسه‌ها باز نشوند
امتحانات را عقب انداختیم!

نکند برایمان عادی شود؛
توافقنامه خوب نبود، خودمان پاره‌اش کردیم. چند کشتی هندی را زدیم تا آمریکا بترسد.
وزیر خارجه روسیه بزودی می‌آید کشورمان
ما بخاطر فلسطین و لبنان و سایر کشورهای مظلوم
بدون همکاری هیچ کشور عربی و اسلامی
بدون همکاری هیچ کشوری در دنیا
با آمریکا و اسراییل اعلام جنگ کردیم!
ما به تنهایی قرار است نظم جهان را تغییر بدهیم.
مردم، خوشحال باشید
الان همه از ایران می‌ترسند
هیچ کشتی‌ای بدون اجازه ما تردد نمی‌کند
خدمه کشتی‌ها تن‌شان مثل بید می‌لرزد
مردم آسوده بخوابید، ما چند تا هم که بخوریم، یکی می‌زنیم!
مردم، نگران نباشید، اگر ایران ۱۵۰ درصد تورم است، کاری کرده‌ایم دنیا ۲۰ درصد تورم داشته باشد! برای دنیا ۲۰ درصد خیلی است.
نکند برای ما عادی شود!

خودتان را آماده کنید برای چند سال جنگ!
ما سلاح‌هایی داریم که دنیا هنوز ندیده.
ما اورانیوم‌های غنی شده با درصدهای بالا داربم
ما نمی‌گذاریم دشمن مقامات ما را ببیند
او هرگز نخواهد فهمید مقامات ما کجا هستند
مردم، برق شما می‌رود، نگران نباشید، در عوض حق بر باطل پیروز می‌شود.
مردم، زندگی سخت می‌شود، اما آن دنیا در آرامش خواهید بود!
پروازها همه لغو شده‌اند، مهم نیست.
ما محاصره شده‌ایم، چه باک
لوازم دست دوم هم خوبند
کولبرها شاید بیاورند
وزیر خارجه روسیه که آمد، گفت
شاید آنها پولی به ما قرض بدهند!
شاید علاوه بر اسلحه چیزی هم به کشورمان صادر کنند، تا بعداً پولش را چند برابر بگیرند.
نفت خام را می‌دهیم شوتی‌ها ببرند پاکستان، با مشک‌های بزرگ...
نکند اینها همه برایمان عادی شوند!

مردم! بانکها مشکل دارند، نگران نباشید، حساب‌ها را بسته‌ایم تا پولتان حفظ شود.
بورس بسته شده، سهمتان حفظ است، نخواستیم سقوط کند.
دارو ندارید، مگر نمی‌دانید، عمر دست خداست!
گرانی که خوبست، قحطی بد بود، ببینید اگر هر چه ۵ برابر شده، ولی هست.
گوشت نمی‌توانید بخرید، در آفریقا هم خیلی‌ها سالی یکبار می‌خورند.
دلتان خوش باشد؛
در دنیا فقط ما توانستیم با آمریکا و اسرائیل بجنگیم، با شدت هم که بمباران شدیم، حسرت شنیدن یک آخ را بر دلشان گذاشتیم.
در تاریخ خواهند نوشت؛
ما حتی تقاضای مذاکره هم نکردیم
ما مذاکره مستقیم را هم
در اوج بمباران‌ها، نپذیرفتیم
ما واسطه‌ها را هم پس فرستادیم
هر کس گفت مصالحه، زدیم به دهانش.
دشمن یک جان می‌تواند از مردم بگیرد
دشمن زیرساخت‌ها را می‌تواند بزند
دشمن انبارهای سلاح‌های ما را منهدم می‌کند
در عوض ما بر همان حرف‌مان مانده‌ایم
ما باید ثابت کنیم
آمریکا با همه ابرقدرتی‌اش بد است
و می‌شود مقابلش ایستاد
حتی به قیمت انهدام تمام کشور
عقب ماندگی کشور
و پیشرفت همه همسایه‌ها

نکند برایمان عادی شود
نکند برایمان عادی شود
مردم بمیرند
تا غرور ما لکه‌دار نشود
تا حرف ما عوض نشود
تا کسی نگوید ما کوتاه آمدیم
نگویند صلح و آرامش ارزش بوده یرایمان

نکند برایمان عادی شود!
زندگی در میان آتش
زندگی در میان فقر
زندگی با دلهره
نکند برایمان عادی شود...

شادی‌های کوچک!آرزوهای بزرگ!

چقدر دیر فهمیدم؛
نباید به دلخوشی‌ها و شادی‌های کوچک ادم‌هایی که دلخوشی‌های بزرگ و دست‌آوردهای بزرگ ندارند؛
دست بزنم..😔
چه دردمندانه دیر فهمیدم
مهربانی و دوراندیشی و خیرخواهی این نیست که ؛
که انها را وادار و ترغیب کنم،
برای رسیدن به شادی‌های بزرگ
از شادی‌های کوچک خود چشم بپوشند..😞
ادم‌ها با نیروی محرکه‌، با انگیزه و سرخوشیِ داشتن همان لذت‌های ناچیز و شادی‌های دم دستی، توان از جابرخواستن؛

در شرایط و زمان‌های یأس و بی‌پناهی را، پیدا میکنند..

گاهی قد ادم‌ها برای رسیدن به ارزوهای بلندشان کوتاه‌ست..

پس بجای ساختن پله برای بالارفتن ، گاهی بناچار با گذاشتن آجرهای کوچک شادی زیر پاهای خسته و‌ ناتوان‌شان ، فقط برای دیدن تصویر زیبا و سرسبز زندگی ، از زندگی لذت میبرند ،
بی‌آنکه طعم آنرا بچشند ..

پ.ن ؛

توهم درمان «سندرم رژ لب قرمز» ؛ رو در خودم کشف کردم ، و دست برداشتم از این معضل و این بیماری خودم؛ سعی کردم خودمو درمان کنم🙈..

شادی‌های کوچک!آرزوهای بزرگ!

چقدر دیر فهمیدم؛
نباید به دلخوشی‌ها و شادی‌های کوچک ادم‌هایی که دلخوشی‌های بزرگ و دست‌آوردهای بزرگ ندارن؛
دست بزنم..😔
چه دردمندانه دیر فهمیدم
مهربانی و دوراندیشی و خیرخواهی این نیست که ؛
که اونا را وادار و ترغیب کنم،
برای رسیدن به شادی‌های بزرگ
از شادی‌های کوچک خودشون چشم بپوشند..😞
ادم‌ها با نیروی محرکه‌، با انگیزه و سرخوشیِ داشتن همان لذت‌های ناچیز و شادی‌های دم دستی، توان از جابرخواستن؛

در شرایط و زمان‌های یأس و بی‌پناهی را، پیدا میکنن..

گاهی قد ادم‌ها برای رسیدن به ارزوهای بلندشان کوتاه‌ست..

پس بجای ساختن پله برای بالارفتن ، گاهی بناچار با گذاشتن آجرهای کوچک شادی زیر پاهای خسته و‌ ناتوان‌شان ، فقط برای دیدن تصویر زیبا و سرسبز زندگی ، از زندگی لذت میبرند ،
بی‌آنکه طعم آنرا بچشند ..

پ.ن ؛

توهم درمان «سندرم رژ لب قرمز» ؛ رو در خودم کشف کردم ، و دست برداشتم از این معضل و این بیماری خودم؛ سعی کردم خودمو درمان کنم🙈..