مامان‌بزرگ دوستم ۱۰۷ سالشه...

۹ ساله داره دیالیز می‌شه.

صبح‌ها توی تخت‌ش

یکم حرکات کششی انجام میده؛
یکم دست و پاشو تکون میده
که از خشکی در بیاد ..

بعد یکم چای و نون پنیر میخوره ..

رژ و سُرمه و ادکلنش رو می‌زنه و
یه لباس جینگولِ مستون رنگی میپوشه..

روزش رو شروع می‌کنه...


رمزش اینه فقط:

هر چی رو که دوست نداره نمی‌شنوه؛

هر کی رو که دوست نداره‌ نمی‌شناسه!

تازه‌شم ؛
همه احمق‌ها رو از دور تشخیص میده ولی میگه؛
چشام اون ، ادما رو اصلا و ابدا نمیبینه!!
😅


همین ..😍🤩👵